الشيخ رسول جعفريان
288
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
دربارهء معراج آمده و نيز اشاراتى كه به اخراج پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شده و نيز آيهء « وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ » محتمل است كه سورهء اسراء از آخرين سورههايى باشد كه در مكه نازل شده است . در همين سوره ، پرسش مشركان از « روح » كه همان جبرئيل است مطرح و به آن پاسخ داده شده است . تأكيد بر تحدّى قرآن ، اصرار مشركان در اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم معجزات محسوس آورده ، از ديگر اشارات تاريخى قرآن به شرايط آن دوره مىباشد . اين سوره و سورههاى مشابه آن ، در مكه بيشتر بر محور مسائلى كه گذشت ، با عقايد جاهلى و برخوردهاى جاهلان مشرك برخورد كردهاند . به هر روى آيات موزون قرآن بويژه سورههاى مكى ، جايگاه ويژهاى در ذهنيت خاص ادبى ساكنان عرب مكه و نواحى آن به دست مىآورد . نقلهاى فراوانى دربارهء اين تأثيرگذارى كه در ارتباط با شكل و محتوا بود وجود داشت . قرآن بر ساختار ادبى خود مىباليد و بر آن تحدّى مىكرد و از مخالفان مىخواست تا نظير آن « 1 » و يا ده سوره « 2 » و حتى يك سوره « 3 » شبيه آن را بياورند . در برابر ، هيچ گونه تلاش جدى - بجز چند مورد استهزاء - ديده نشده و همواره آمده است كه مشركان نيز متأثر از جذبهء قرآن بودند و تنها استكبار مانع از تصميم گيرى جدى آنان براى پذيرش اسلام بود . قرآن اين تحدى را دليل حقانيت مىشمرد و از آنان مىخواست تا اگر توانايى همآوردى با قرآن را ندارند آن را بپذيرند . در فضاى آلودهء مكه و در ميان موجى از جهالت و ضلالت ، قرآن ، مردمان را به دورى از پليدى ، توجه به اصول انسانى ، شناخت حقيقت خود و هستى و توجه به ارزش واقعى خودشان دعوت مىكرد . اين دعوت براى آنان كه فطرتى پاك داشتند ، جذابترين دعوت بود لذا بى درنگ را مىپذيرفتند . طفيل بن عمرو دوسى كه همپيمان قريش بود به مكه درآمد . اشراف قريش از او خواستند تا از محمد - كه سخنش چون سحر بوده و سبب تفرقه و اختلاف در مكه شده - پرهيز كند و به سخن او گوش ندهد ، او نيز پذيرفت . روزى به مسجد الحرام درآمد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مشغول نماز ديد . به آيات قرآنى كه آن حضرت مىخواند گوش داد . احساس كرد كه سخنى زيباست . با خود گفت : اين اندازه توانايى دارد كه سخن نيكو را از سخن زشت تشخيص دهد . نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت . آن حضرت آياتى از قرآن را بر او خواند . او گفت : نيكوتر و موزونتر ( اعدل ) از آنها نشنيده است ، آنگاه اسلام را پذيرفت . او به ميان
--> ( 1 ) . اسراء ، 88 ( 2 ) . هود ، 13 ( 3 ) . بقره ، 23